چه کنم؟
اي برادر، منِ سرگشته وحيران چه کنم؟ *** از پس قتل تو با خيل اسيران چه کنم؟
خواري و درد غريبي همه سهل است ولي *** ازغم هجر تو و داغ جوانان چه کنم؟
به صف کرب و بلا هر چه کشيديم گذشت *** روز وارد شدن کوفه ويران چه کنم؟
مجلس زاده مرجانه اگر صبر کنم *** بعد از آن واقعه در گوشه زندان چه کنم؟
از غم کوفه وزندان اگر آسوده شدم *** درره شام به اين لشکر عدوان چه کنم؟
وارد شام چو گشتم به آن حال خراب *** سر بازار روي ناقه عريان چه کنم؟
شام در گوشه ويرانه، چو شد منزل ما *** با يتيمان تو وناله طفلان چه کنم؟
آخر کار در آن منزل ميشُوم يزيد *** گر تو را چوب زند برلب و دندان چه کنم؟
گفت «ذاکر» غم دنيا همه سهل است ولي *** در صف حشر ز بسياري عصيان چه کنم؟
ذاکر- عباس حسيني جوهري
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان ۱۳۹۸ ساعت 2:29 توسط محمد حاجی زاده
|